خرید بک لینک
از این تیپ حرف ها که میگوید:«کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد»که مثلا نویسنده ی این وبلاگ آدم درد کشیده ایست*مزخرفات گذشته را پاک نمیکنم_به همان دلیل که در پست تیر ۹۲ گفته ام گرچه تعداد کمی حذف و تعداد زیادی تبدیل به ثبت موقت و عدم نمایش شدند_و مزخرفات جدید را اضافه میکنمhOmEArCh!vE CmAmE.:- Da!Ly -:. all.:-Fr!enDs -:.Hemaarmahzad:)eshghe bob SfanGbibaman"oo"nadaramsoghoot b bala ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 0:55

از این تیپ حرف ها که میگوید:«کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود و انسان با نخستین درد»که مثلا نویسنده ی این وبلاگ آدم درد کشیده ایست*مزخرفات گذشته را پاک نمیکنم_به همان دلیل که در پست تیر ۹۲ گفته ام گرچه تعداد کمی حذف و تعداد زیادی تبدیل به ثبت موقت و عدم نمایش شدند_و مزخرفات جدید را اضافه میکنمhOmEArCh!vE CmAmE.:- Da!Ly -:. all.:-Fr!enDs -:.Hemaarmahzad:)eshghe bob SfanGbibaman"oo"nadaramsoghoot b bala ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 0:55

حرفت این بود که خودم باشم. که سیاست به خرج ندهم. صاف و ساده آن چیزی باشم که هستم. که با تو روراست باشم و آرام و صادق..من بودمشاید بیشتر از آنچه که تو میخواستی ..من صادق بودم.. توی تک تک لبخند هام و نگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 1:56


کودک: بنظرت قلب چه رنگیه؟
بزرگسال: قرمزه.
کودک: رنگای دیگه هم داره، سبز، سفید
مثلا اگر شلوغ کنیم سیاه میشه.
(مهدی 5ساله)


@ChildrenOfIdea

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

آدرس وبلاگ رو تغییر دادم. یه سر زدم به وبلاگای مرده ای که قبلا با ولع چکشون میکردم و دلم بیشتر گرفت

بعد آدرسو تغییر دادم

بعد فکرم رفت تا روزای اول اون آدرس قدیمی و هیجانم برای نوشتن و خوندن متنام برای یکی و بعد بلاگفایی که میذاشت همه اون متنو بشنون و بخونن

روزایی که هیچ خبری از اینستا و تلگرام مسخره نبود. هعی..

الان جاشه بگم یاد اون روزا بخیر؟نه بابا...

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

من دوست داشتن را همیشه از دوست داشته شدن بیشتر میخواستم. وهر چه بیشتر خواستم کمتر نصیبم شد.

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

تماما سیاه و تاریک و خفقان آور. با موسیقی دلهره آور و شاهکارش

با نور پردازی و تصویر برداری ای که ترس ،غم ، نفرت ،ناامیدی و گاه امید بهت تزریق میکنه

دیالوگ ها

دین ، سو استفاده ازش

واگویه های "جون" و نگاهاش و اشکاش و امیدش و قدرتش و ضعفش و زن بودنش

این سریال با همه ی کثیفی هاش منو ول نکرد. و منو گریوند ، با "جون" ، "جنین" ،"مویرا" ،" امیلی" ...همه ی زن های محکوم به بازیچه شدن و تنهایی و درد.

#season1

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

از همون لحظه هایی که حس میکنی دیگه چیزی نیست که بتونی دوست داشته باشی. میخوای بالا بیاری از صدای دینگ دینگ پیاما روی گوشیت که خبر میده یکی باز توی گروه سیاسی یه زری زده یا توی پی وی گفته جزوه حقوق هوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

تو هستی . حتی اگه کارام با عقل و منطق جور نباشه ولی تو یه جوری جبران میکنی. چون تو بزرگتر از این چیزایی..چون تو خدایی.

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

میشه دست و پا زد و تقلا کرد و برنامه چید و غصه خورد و نگران بود و نگران بود و نگران بود...ولی ته تهش مراقبته

میفهمی این دلهره ها پوچ بوده...

مگه نه؟

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

این بار کمی فرق دارد. دلهره م بیشتر است و ذهنم مشغول تر . بیشتر پوست لبم را میکنم ، بیشتر موهام را باز میکنم و دست میکنم توی گره هاش و با چشم های نگران یک گوشه را خیره میشوم و بعد دوباره موهام را محکمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

من همیشه دوست داشتم کسی را دوست داشته باشم

کسی را خاص تر از دیگران دوست داشته باشم

انگار این حس زندگی را از بی معنی بودن همیشگی اش نجات میداد

من شروع به دوست داشتنت کردم ..در ماهی که متولد شدم.

*به مناسبت تولدم ..با تاخیر :)

20/بهمن/75

برچسب: نویسنده: امیر رضوانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 3:36

صفحه بندی