توی انعکاس صفحه خودتو میبینی ، چشماتو که درمونده و نگران به صفحه سیاه نگاه میکنه، ابروهاتو که مدتی میشه زیرش رو تمیز نکردی و حالا پریشون ترت کرده ، باز نگاهت میره رو چشمات و میبینی که داره از اشک پر میشه و حتی دقیق نمیدونی چرا واسه همین گوشیو میذاری کنار و چشاتو میبندی و اشک کم جونی از گوشه چشمت میریزه و میری توی تاریکی در حالی که فکر میکنی کاش وقتی از این تاریکی بیرون میای توی دنیای دیگه ای باشی ، یه آدم دیگه که تمام این دنیا رو داشته خواب میدیده.
بهمن...ما را در سایت بهمن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91